متریک‌های چارچوب دزدان دریایی در ارزیابی محصول

آشنایی با تنظیم و ارزیابی متریک‌های موفقیت محصول

اینکه چه معیارها و متریک‌هایی برای ارزیابی یک محصول به ما کمک می‌کنه، موضوع مفصل و پیچیده‌ای هست و برای محصولات مختلف می‌تونه قابل سفارشی سازی باشه.

اما یکی از فریم‌ورک‌هایی که می‌تونه به صاحبین کسب‌وکارها یا مدیران محصول کمک کنه تا ارزیابی اولیه‌ای از میزان موفقیت محصول خودشون داشته باشند، فریم‌ورک AARRR هست که به فریم‌ورک دزدان دریایی هم شناخته می‌شه.

این فریم‌ورک یک چارجوب خوب برای کمک کردن به مدیران محصول و صاحبین کسب‌وکارهاست که می‌تونه کمک کنه تا قیف یا فانل محصول خودشون رو به درستی ارزیابی کنند و فرایند رشد محصول رو سریعتر کنند.

یک چارچوب ساده و استاندارد

یکی از مزیت‌های این فریم‌ورک اینه که خیلی ساده است و نیاز به هیچ پیچیدگی فنی‌ای برای اجرا نداره، به راحتی قابل پیاده‌سازی هست و از اون مهم‌تر خیلی شفاف می‌تونه وضعیت محصول رو به شما گوشزد کنه.

خب دیگه بریم سراغ توضیح این فریم‌ورک:)

این چارچوب از از پنج مرحله تشکیل شده و هف اصلی‌ش اینه که فرایند حرکت مشتریان و کاربران محصول ما رو از یک مرحله به مرحله بعد ارزیابی کنه. این پنج مرحله یعنی Acquisition (جذب)، Activation (فعال‌سازی)، Retention (ماندگاری)، Referral (مراجعه)، Revenue (بازدهی) یک فرایند ساده رو از لحظه‌ای که به دنبال جذب یک کاربر هستیم تا لحظه‌ای که از حضور کاربرهامون به سود برسیم ترسیم می‌کنه.

مراحل پنج‌گانه فریم‌ورک دزدان دریایی

1 جذب مخاطب (Acquisition) اولین مرحله از این فرایند پنج مرحله‌ای هست. شما باید بدونید که کاربران شما یا در واقع جامعه هدف شما محصولات مورد نیاز خودشون رو از چه طریقی پیدا می‌کنند. ممکنه با جستجو در گوگل، دیدن تبلیغات محیطی یا معرفی از طریق دوستان به محصولات مورد نیازشون دسترسی پیدا می‌کنند.

پیدا کردن این کانال‌ها بسیار کمک کننده‌ست که بتونید تبلیغات خودتون یا معرفی محصول‌تون رو از اون طریق انجام بدید و کم‌کم کاربران جامعه هدف خودتون رو به‌دست بیارید.

2 مرحله دوم فعال‌سازی یا (Activation) هست. تو این مرحله باید تلاش کنید که افرادی که محصول شما رو نصب کرده یا به نحوی به اون مراجعه کردند (اگه اپلیکیشن نیستید و خدمات خودتون رو از طریق وب سایت یا وب اپ در اختیار کاربران قرار می‌دید) تو محصول مورد نظر شما ثبت‌نام کنند.

هرچند که خیلی از کاربران هستند که با اینکه ثبت‌نام هم کردند، اما هیچ‌وقت به عنوان کاربر استفاده کننده از محصول شما شناخته نمی‌شن (و باید اون‌ها را تکنیک‌های جداگونه‌ای پیدا کنید و سعی در فعال کردن دوباره‌شون داشته باشید) اما این مرحله از فرایند فریم‌ورک دزدان دریایی بسیار موثر و حیاتی هست.

نکته مهمی که باید درنظر داشته باشید اینه که کاربر بعد از ثبت‌نام باید به سرعت ارزش افزوده‌ای که محصول شما در اختیارش قرار می‌ده رو درک کنه وگرنه تبدیل می‌شه به همون کاربرهایی که فقط ثبت‌نام کردند.

مثال توییتر از مثال‌های خوبی هست که می‌شه در این بخش ازش یاد کرد. برای مدت طولانی بعد از لانچ توییتر، بسیاری از کاربران فقط در حد ثبت‌نام باقی مونده بودن و هیچ فعالیتی نداشتند چون ارزش واقعی محصول برای اون‌ها ناشناخته بود و نمی‌دونستند که این سرویس به چه دردشون می‌خوره و در واقع نتونسته بودن تجربه کاربری کافی رو در چند دقیقه بعد از ثبت‌نام درک کنند.

3 مرحله سوم ماندگار نگه‌داشتن کاربرها یا Retention هست. در واقع تو این مرحله کاربر به طور منظم برای استفاده از محصول شما مراجعه می‌کنه، ارزش پیشنهادی شما رو درک کرده و از محصول شما به عنوان یک محصولی که می‌تونه نیازی رو ازش مرتفع کنه استقبال کرده.

این نرخ نگهداری کاربرها در سرویس‌های مختلف متفاوت هست و می‌تونید با کمی سرچ کردن تو اینترنت از میانگین نرخ نگهداری کاربرها تو سرویس‌های مختلف اطلاعات خوبی به‌دست بیارید.

4 چهارمین مرحله از این فرایند ارجاع یا Referral هست. اینکه افراد زیادی در مورد محصول شما صحبت کنند و محصول شما رو به همدیگه معرفی کنند، قطعا یکی از خوشایندترین و موفقیت‌آمیزترین اتفاقات هست. اما خب همونطور که مشخص هست برای رسیدن به این مرحله از یک فرایند خطی باید سه مرحله قبل یعنی Acquisition، Activation و Retention رو پشت سر گذاشته باشید. پس رسیدن به این مرحله کار خیلی راحتی نیست.

وقتی اسم محصول شما به صورت شفاهی و بین همه افراد مورد نظر در جامعه هدف‌تون برده بشه می‌تونید تعداد کاربران خودتون رو با سرعت بیشتری افزایش بدید و نتیجتا به هدف‌های خودتون نزدیک‌تر بشید.

اصطلاح دیگه‌ای که برای این ارجاع‌ها به‌کار برده می‌شه بازاریابی ویروسی هست (البته شاید جنبه منفی اسم بیشتر باشه و ما رو به یاد ویروس‌ها و فرایند توزیع و تکثیرشون بندازه اما خب واقعیت اینه که دقیقا از همون ساختار استفاده می‌کنه برای پراکنده شدن و فراگیر شدن.

فراموش نکنید که این ارجاع و معرفی محصول شما نیازمند داشتن کاربرهای خوشحال و راضی هست که به نحوی مشکلی ازشون توسط محصول شما مرتفع شده.

5 وقتی شما به مرحله پنجم یعنی بازدهی، سود یا همون Revenue می‌رسید که تعدادی مشتری خوشحال داشته باشید که نیازشون توسط محصول شما برآورده شده، ارزش محصول شما رو به درستی درک کردند و حاضرن برای اینکه نیازهای بیشتری ازشون برطرف بشه هزینه استفاده از اون خدمات رو به شما پرداخت کنند و خب ناگفته پیداست که این یعنی کسب درآمد بیشتر و سود بیشتر از بابت محصولی که شما برای کاربران جامعه هدفتون ساختید.

فراموش نکنید که در تمام مراحل زنده بودن یک محصول باید مراقبت از مشتری رو انجام بدید.

می‌تونید این متن من درباره مراقبت از مشتریان یک محصول رو هم بخونید و خب مثل همیشه اگه این مطلب براتون مفید بود، خوشحال می‌شم با بقیه دوستانتون هم به اشتراک بگذارید، کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید و اگه ایده تکمیل‌کننده‌ای داشتید در مورد این موضوع یا سوالاتی که در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول براتون پیش میاد با من در ارتباط باشید قطعا تا جایی که بتونم بی‌دریغ کمک خواهم کرد.