سری ترفندهای موفقیت در مدیریت محصول؛ چشم‌انداز محصول

مدتی هست که تو مطالب مختلفی که نوشتم، از مدیریت محصول، بایدها، نبایدها، ابزارها و تکنیک‌های مرتبط با این موقعیت شغلی گفتم.

در مجموعه جدیدی از مطالبی که به صورت پیوسته در وبلاگ و با عنوان «سری ترفندهای موفقیت در مدیریت محصول» منتشر می‌کنم، می‌خوام کمی عمیق‌تر به موضوع نگاه کنیم که شاید این مجموعه مطالب در بخش‌هایی از کار حرفه‌ای‌تون بیشتر مورد استفاده قرار بگیره.

چشم‌انداز محصول یا Product Vision

هر محصول با خدمت جدید با یک چشم‌انداز شروع می‌شه اما اینکه چشم‌انداز محصول چی هست باید بگم، عملکرد اصلی یک چشم‌انداز محصول (Product Vision) هدایت کردن یک محصول یا خدمت هست با تمرکز بر حل یک سوال یا یک مشکل اصلی. چه از نگاه مشتری و چه از نگاه یک کسب‌وکار و خب طبیعی هست که ممکنه از هر دو منظر هم باشه.

اجرای یک چشم‌انداز برای محصول، به تدریج و با گذر زمان تکامل پیدا می‌کنه اما دید کلی اون به صورت مشخص ثابت و بدون تغییر باقی خواهد موند.

برای مثال

استوارت باتفورفیلد بنیانگذار اسلک در جایی چشم‌انداز اسلک رو اینجوری عنوان کرده بود که؛

اسلک تغییر قابل توجهی رو در کاهش زمان، نحوه ارتباطات اعضای تیم‌ها و بهره‌وری ایجاد خواهد کرد. بعید است که ما بتوانیم یک سیستم چت گروهی را به خوبی بفروشیم چون افراد برای این سیستم هزینه نمی‌کنند. اما ما تلاش می‌کنیم که تحول سازمانی را بفروشیم. مجموعه‌ای از تمام ویژگی‌هایی که به آن نیاز دارند.

چشم‌انداز محصول چه شرایطی باید داشته باشه؟

اول اینکه باید امیدوارکننده باشه، چشم‌انداز محصولات یک تصویر بزرگ از اون چیزی هست که تیم‌های مختلف روی آن کار می‌کنند. همه اعضای تیم باید به تصویر بزرگتر محصول نگاه کنند. به اینکه با تکمیل پروسه این محصول می‌تونند زندگی خودشون و مشتریان‌شون را تغییر بدن.

دوم اینکه قابل اجرا کردن باشه، در حالی که چشم‌انداز محصول حاوی اهداف بلند مدت هست، اما در عین حال باید یک جزء یا پیام اساسی وجود داشته باشه که بتونه به واقعیت تبدیل بشه. چشم‌انداز محصول باید اجرایی باشه.

سوم اینکه باید متناسب با اهداف شرکت اما در مقیاس کوچکتر و در سطح پایین‌تر دیده بشه. باید بدونید که چقدر چشم‌انداز و اهداف محصول‌تون با اهداف کسب‌وکارتون نزدیک هست.

ایده شما بهترین ایده نیست!

با کمال احترام و اینکه محصول شما چقدر خوب هست، نباید فراموش کنید که یک محصول هر چقدر هم خوب باشد اگر نتونه مشکلی از مشتری یا کاربر را حل کنه، هیچ ارزشی نداره. بسیاری از مدیران محصول و صاحبین کسب‌وکارها فراموش می‌کنند که محصول را برای خودشان توسعه نمی‌دهند و باید محصولشان را با هدف عرضه به مشتریان و کاربران بیرونی توسعه بدن؛ اون‌ها اغلب در دامی غرق می‌شوند که در نهایت منجر می‌شه که به آرومی ذی‌نفعان خودشون‌رو از دست بدن.

چهارم اینکه همیشه چشم‌انداز محصول را به صورت تدریجی و تکرار شونده گسترش دهید. اینکه متناسب با شرایط بتونید چشم‌انداز محصول را به‌روز رسانی کنید و اولویت‌ها و حتی روش‌های خودتون برای حل مشکل کاربران رو تغییر بدید بسیار هوشمندانه‌تر از پیروی کردن از یک رویه ثابت و لایتغیر هست.

چشم‌انداز محصول چه چیزی نیست؟

چشم‌انداز محصول استراتژی یا یک برنامه برای دستیابی به اهداف کسب وکار نیست. چشم‌انداز محصول یک مسیر و چارچوب مشخص برای تصمیم‌گیری برای رفع نیاز کاربران است که مجموعه‌ای باورها رو برای تیم توسعه محصول شفاف می‌کنه و در عین حال با ارزش‌های شرکت هم سازگار هست.

به طور خلاصه و برای جمع‌بندی؛ یک چشم‌انداز خوب برای محصول (Product Vision) باید اینطوری باشه؛

  1. باید به یک سوال پاسح بده و یک مشکل رو حل کنه.
  2. با ارزش‌های شرکت هماهنگ و هم‌جهت باشه.
  3. نیازهای مصرف‌کننده نهایی رو مورد توجه قرار بده.
  4. کوتاه و دلنشین باشه.
  5. امیدوارانه و انگیزشی باشه.
  6. بتونیم برای تصمیم‌گیری بهش مراجعه کنیم و ازش استفاده کنیم.

می‌تونید این متن من درباره و خب مثل همیشه اگه این مطلب براتون مفید بود، خوشحال می‌شم با بقیه دوستانتون هم به اشتراک بگذارید، کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید و اگه ایده تکمیل‌کننده‌ای داشتید در مورد این موضوع یا سوالاتی که در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول براتون پیش میاد با من در ارتباط باشید قطعا تا جایی که بتونم بی‌دریغ کمک خواهم کرد.